نشست آذر ماه گروه بانوان انجمن مطالعات سیاسی تشکیل شد.
نشست این ماه گروه بانوان انجمن مطالعات سیاسی با بحث اندیشه سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی و ارائه بحث از سوی مولف کتاب« اندیشه سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی» تشکیل شد.
در ابتدای جلسه خانم کیخا، دبیر جلسه، به بحث در باب دوران زندگی خواجه و تاثیر و اهمیت آن بر زمانه¬ی وی و دوران کنونی پرداخت.
دکتر مرتضی یوسفی راد، عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، ضمن توضیحاتی در باب ساختار و عناوین کتاب ، بیشترین برجستگی خواجه را در بحثی که او از امامت انجام می دهد می داند. خواجه ضرورت امامت را از نظر فلسفی بیان می کند و شاید نخستین و آخرین کسی باشد که بدین شیوه و با این قوت به این بحث می پردازد.
خواجه همانند دیگر فلاسفه بزرگ اسلامی فیلسوفی متضلع است و با رویکردهای مختلف فلسفی، کلامی، عرفانی، فقهی و نیز با رویکرد یک سیاستمدار به بحث سیاست می نگرد. این مسأله بیش از همه بدین دلیل است که خواجه از منابع معرفتی وسیعی بهره گرفته است. خواجه علاوه بر معرفت عقلی(عقل نظری و عملی و شئون عقل در سه مرتبه ی دریافت و کشف قانونمندی های حاکم بر هستی، شأن قضاوتی عقل و شأن تدبیری آن که کارکرد عقل عملی است)، معرفت وحیانی،معرفت الهامی (ناشی از فیض الهی به امام)، معرفت حسی و بحث تجربه و استقرا را نیز به عنوان یکی از منابع معرفت برمی شمرد که مطلب با اهمیتی است و به تعبیر دکتر یوسفی راد، این بحث نشان می دهد که فلاسفه اسلامی تنها معطوف به مباحث فلسفی و انتزاعی نیستند و از تمامی ابزارهای معرفتی بهره می برند.
از نکات با اهمیت در بحث از بنیادهای فلسفی- سیاسی اندیشه خواجه، این است که خواجه همچون دیگر فلاسفه اسلامی نه تنها قائل به واقعیت هستی است بلکه آنچه هست را حق می داند و در عین واقعگرایی حقیقت گرا نیز می باشد.
تبیین خواجه از مدنی بالطبع بودن انسان، جالب توجه و منحصر بفرد است و از سایر تبیین ها در این مورد متمایز است. در حالی که ارسطو این ویژگی را ذاتی انسان می داند، خواجه آن را ناشی از احتیاج و ضرورت جهت تأمین نیازهای انسان ذکر می کند که سبب می شود انسان، سیاسی باشد. در نتیجه، در بحث های خواجه ضرورت عقلی سیاست مقدم بر ضرورت شرعی است.
بحثی که خواجه در باب عوامل ثبات و پایداری اجتماعات مدنی انجام می دهد از مهمترین و منحصر بفردترین مباحث وی است. عنصر محبت که خواجه بدان توجه می کند و در حفظ و تداوم جامعه، آن را برتر از عدالت قرار می دهد، تاکنون کمتر از بعد اجتماعی و سیاسی مورد نظر قرار گرفته است. محبت و در کنار آن صداقت و عدالت اموری هستند که جوامع بشری در حال حاضر به اهمیت آنها واقف شده اند و سعی در کاربست آنها در جامعه دارند. حتی بحث سیاست از نظر خواجه کاملا متعادل است به نحوی که نه مداخله گرانه است و نه بیش از اندازه امور را رها می کند بلکه ضمن اینکه به همه ابعاد نظر دارد و برجهت گیری های کلی سیاسی، اجتماعی، نظامی، دفاعی، فرهنگی و اقتصادی اشراف دارد، مدبرانه و نظارت گونه است و کلیت جامعه را از وضع موجود به سوی وضعیت مطلوب هدایت می کند از این رو می توان بدان دولت هادی گفت. بحث هایی که خواجه در بعد مدیریتی بیان کرده اند بسیار با اهمیت و قابل توجه و نیازمند بازخوانی و بهره گیری در سطح نظام سیاسی کنونی اند و همه این موارد رجوع به اندیشه خواجه نصیرالدین طوسی را ضروری و لازم می سازد.
در پایان جلسه بحث هایی از سوی بانوان شرکت کننده طرح گردید؛ از جمله بحث از تمایزات جدی میان اندیشه خواجه نصیرالدین طوسی و فارابی و اینکه خواجه نصیر برای بهبود سیاست عملی زمانه خود چه کارهایی را انجام می دهد. که از سوی دکتر یوسفی پاسخ داده شد.
برخی از خانم های شرکت کننده در این جلسه عبارت بودند از: خانم ها طاهره عزیزی، زینب تشکری، راضیه زارعی، نفیسه فاضلی نیا، لیلا امیدی، صفاتی، زارعی، سوری، نجفی.
در پایان جلسه مطالبی از سوی خانم طاهره عزیزی در باب همکاری با نشریه دانشجویی دانشگاه باقرالعلوم(ع) بیان شد.