نقش روشنفکران مارکسیست در ترور روشنفکران حوزه"
 چندی قبل متوجه شدم که دانشگاه باقرالعلوم(ع) به همراه چند موسسه دیگر در پی برگزاری همایشی تحت عنوان روشنفکری حوزه می باشند.لذا تصمیم گرفتم به نقش جریان های مارکسیستی به اصطلاح روشنفکر در ترور شخصیت های انقلاب اشاره ای کنم.شخصیت هایی که مظهر روشنفکری حوزه بودند مانند شهید مطهری و شهید بهشتی توسط چه کسانی ترور شدند؟اولین سوالی که به ذهن خطور می کند ان است که چگونه شد که گروهک فرقان و سازمان مجاهدین خلق تبدیل به گروههای تروریستی شدند؟انان که مسلمان و وطن دوست و مبارز علیه شاه بودند!یکی از اصول سازمان مجاهدین خلق در اغاز فعالیتش  مبارزه با امپریالیزم  و امریکا بود پس چگونه شد که این سازمان در سال 1360 در خدمت دولت های امپریالیستی درامد؟چگونه مجاهدین منافقین شدند؟گروهک فرقان متشکل از جوانانی بودند که قران و نهج البلاغه می خواندند ولی قران را با دیدگاه ماتریالیستی مارکس تفسیر می کردند.همین افراد استاد مطهری را ترور کردند.یکی دیگر از اقداماتشان ترور ایت الله خامنه ای در 1360 می باشد.گروه دیگر که در این مقاله بیشتر مدنظر است سازمان مجاهدین خلق است که در سال 1344 تاسیس شد.بنیانگذاران این گروه جوانانی به نام علی اصغر بدیع زادگان و محمد حنیف نژاد و سعید محسن و عبدالرضا نیک بین بودند.انها عدم توفیق روحانیت در ان مقطع"دهه 40"را نداشتن تشکیلات دانستند.لذا به تاسی از لنین توفیق  در مبارزه را در حرفه ای و علمی بودن ان دانستند و راه رهایی رامبارزه مسلحانه دانستند.جوانان مجاهد از یک سو در مسیر تقویت ایدئولوژی مذهبی خود  اثار بازرگان و ایت الله طالقانی و یدالله سحابی را مطالعه می کردند و از دیگر سو اثار مائو و لنین و استالین را برای تقویت بنیه چپ گرایانه خود پیش رو قرار دادند.از این اندیشه مولودی التقاطی متولد شد.گرچه جزوه های تئوریک سازمان سرشار از تاییدات قرانی و نهج البلاغه بود اما الگوی بحث  دیالکتیک بود و متاثر از سانترالیسم مارکسیستی.با مروری بر احوال و فعالیت جوانان مجاهد در سال های 44 تا 54 متوجه می شویم که هدف انها مبارزه با رژیم پهلوی و استعمار و امپریالیزم غرب می باشد.اما این سازمان در سال 54 مواضع ایدئولوژیکی خود را تغییر داد.قبل از این ماجرا در زندان شخصی به نام مسعود احمد زاده "از پایه گذاران چریک های فدایی"به مهدی ابریشم چی "یکی از اعضای سازمان گفته بود  :«شما یک پوسته ایده الیستی دارید و مثل جوجه که رشد می کند و پوسته تخم مرغ را می شکند این پوسته ایده الیستی در حال شکستن است و به زودی هسته ماتریالیستی ان بیرون می زند و نمایان می شود»  و اینگونه شد که در سال 54 جوجه مارکسیسم از بطن چنین اندیشه ای بیرون جهید.این سازمان بعد از تغییر مواضع  ایدئولوژیک خود با مقاومت افرادی در درون سازمان مواجه شد که متاسفانه این سازمان به سرکوب و قتل افراد مخالف درون خود پرداخت یعنی تصفیه درون گروهی.یکی از این افراد مجید شریف واقفی بود که پس از انتقاداتش به سازمان از طرف سازمان به قتل رسید.این سازمان با پوشش اسلامی در اوایل انقلاب نیروهای جوان بسیاری اعم از دختر و پسر را به خود جذب کرد
امام خمینی به مجاهدین توصیه می کند که به تبلیغ علیه مارکسیسم بپردازند.خلاصه پیشنهاد امام این  بود:فراموشی گذشته و عبور سازمان از مارکسیسم و تلاش برای جایگزینی ان با یک جریان اسلام گرا.سازمانی که از سال 44 تا 54 از طرف سران روحانیت مورد تایید بود از سال 54 به بعد  تغییر موضع  همچون لکه ای  سیاه دامان این سازمان را منحوس و تیره ساخت.این سازمان در سال 1360 تبدیل به گروهک منافقین شد و دو رکن اصلی نظام یعنی قوه مقننه و قوه مجریه را هدف قرار داد چون هدفشان فقط بدست اوردن قدرت بود.این سازمان محاسبه کرده بود که چون کشور ایران در حال جنگ با عراق است  با سوئ استفاده از ضعف مدیریتی نظام و با منهدم ساختن ارکان مهم کشور می توان به قدرت دست یافت.در سال 60 اقای بهشتی "رئیس مجلس"به همراه 72 نفر از نمایندگان مجلس ترور شد.همچنین اقایان رجائی و باهنر "قوه مجریه" نیز توسط سازمان ترور و شهید شدند.و اما مسعود رجوی:مسعود در دهه 50 یکه تاز میدان سیاست و ایدئولوژی در سازمان گردید از50 به بعد بر خلاف سالهای قبل هیچ کادری در سازمان ساخته نشد و هر فردی به راحتی عضو این سازمان گردید. مسعود در اوایل انقلاب با اشرف بدیعی از اعضای سازمان ازدواج می کند.اشرف در سال 60 در حالی که یک پسر یک ساله داشت در درگیری ها در خانه تیمی کشته شد.مسعود سپس برای این که خود را به بنی صدر نزدیک کند بنا مصلحت با فیروزه بنی صدر "دختر بنی صدر "ازدواج میکند.
پس از ترورهای سازمان رجوی و بنی صدر از کشور فرار می کنند.سپس به علت اختلافاتی که میان بنی صدر و رجوی بر سر قدرت در سازمان پیش می اید بنی صدر عازم فرانسه می شود و رجوی هم که فیروزه را طلاق داده بود به عراق می رود.مسعود پس از طلاق فیروزه با مریم قجرعضدانلو ازدواج می کند.وی همسر مهدی ابریشم چی یکی از اعضای سازمان بود.وی با وجود داشتن شوهر و یک دختر سه ساله برای اینکه به رهبری سازمان برسد از مهدی طلاق می گیرد و با مسعود ازدواج می کند.این طلاق و ازدواج ها بعد ها نام انقلاب ایدئولوژیک به خود گرفت.در زمان جنگ  رجوی با صدام حسین همکاری داشت و متحد او بود.رجوی  کردهای عراق را می کشت چون سرکوب اپوزیسیون کشور عراق به نفع هیات حاکمه ان بود.پس از پایان جنگ ایران و عراق  افراد سازمان طی عملیات فروغ جاویدان"مرصاد"به مرزهای ایران حمله می کنند و دچار شکست بزرگی می شوند.در همین سال 67 بود که هواداران سازمان به لحاظ روحی شکست سختی متحمل شدند چون سالها بودکه در زمان جنگ با وعده و وعیدهای مسعود منتظر بودندتا به کشور ایران برگردند.با پذیرفتن قطعنامه توسط  امام خمینی انها مجبور شدند عملیات فروغ جاویدان را به قصد فتح تهران اغاز کنند.شکست در جنگ چهره رجوی را بیش از پیش در نزد هواداران سازمان رسوا نمود.مسعود برای فرار از پاسخ به انتقادات اعضای سازمان مسئوولیت اول سازمان را به مریم رجوی"همسرش:قجرعضدانلو"واگذار می کند.در طی سال های اخیر این سازمان با ریزش نیرو به عنوان معضل مهم مواجه بوده است .به دلیل افشاگری های اعضای جداشده از سازمان بسیاری از انحرافات و فساد حاکم در سازمان اشکار شده است.27 سال پس از شورش مجاهدین در 30 خرداد 1360 انان هنوز در پریشانی به سر می برند و همچنان پس از صدام حسین ذیل دولت های بیگانه علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کنند و هنوز هم در توهم کسب قدرت به سر می برند.متاسفانه شاهد هستیم که دولت انگلیس بر قواعد حقوقی و سوابق تاریخی نام این سازمان را از فهرست گروههای تروریستی خارج کرده است اما بدانند که ملت ایران به امید روزی می باشد که شاهد محاکمه رجوی و وابستگانش باشد.
منابع:
قدرت و دیگر هیچ از طاهره باقرزاده«بیست سال با سازمان مجاهدین خلق»
بن بست انحراف از شمس حائری«یکی از افراد جدا شده از سازمان
مجله شهروند امروز-شماره 52.

فاطمه عطارد