متن زیر نوشته ای است که چندی پیش خانم عصمت زارعی نگاشته است. وی در زمینه ادبیات سیاسی مطالعه و پژوهش می کند و پایان نامه کارشناسی ارشد خود را نیز به این موضوع اختصاص داده است. متن زیر هر چند با تاخیر بدستم رسید اما قلم زیبا و خواندنی نگارنده مانع از عدم  انتشار آن شد.

آدنیس می گوید: دنیا چه زیبا می شد اگر همه سیاستمداران یک حرف می زدند و دنیا چه زشت می شد اگر همه شاعران یک شعر می گفتند . اما من می گویم : دنیا چه زیبا می شد اگر سیاستمداران ، شعر می خواندند .آن وقت شاید می فهمیدند که " حق با شعرهاست نه با بمب ها "[1] شاید می فهمیدند بین گونه های لطیف کودکانه و دست های زمخت مردانه نسبتی نیست ، شاید می فهمیدند چشم ها همیشه عاشقانه به هم نگاه      نمی کنند "گاهی بین آنها تفنگ [2]"حکومت می کنداما افسوس که دنیای امروز ،کاش ها و شایدها را نمی شناسد . افسوس که نمی فهمد وقتی پدری فرزندش را دفن می کند خاک از او شرمسار می شود ، نمی داند وقتی کودکی یاد بوسه های مادرش می افتد زمین زخم بر می دارد و آسمان ناله می کند .

اما همیشه «چنین نیز هم نخواهد ماند»

دشمن! توبار این ننگ بزرگ  را در هماره تاریخ به دوش خواهی کشید تنها . تاریخ فراموشکار نیست . من امشب که سرم را روی بالش می گذارم سعی می کنم فراموش کنم دختری را که ایستاده دفن شده بود ، سعی می کنم فراموش کنم مادری را که پاره های طفلش را بغل می کرد ، پدرمستأصلی را که دیگر پناهگاه کسی نبود . فراموش می کنم و سعی می کنم به یاد بیاورم قرارهای عاشفانه ام را و از آن ها عکس یادگاری       می گیرم و لبخند می زنم تا به جای کابوس ، رویا ببینم . من فراموش می کنم اما تاریخ فراموشکار نیست . حتی اگر تو نفهمی ، او می داند خون سنگ فرش های غزه ، نقاشی نشده ، نقش بسته است ، نقشی که بغض می شود بغضی که خشم می شود و خشمی که فریاد ، فریادی که با مصالحه و قطعنامه و لبخند و گلوله و هیچ چیز دیگر فرو نخواهد نشست . دشمن ! تو چه می دانی وقتی کودکی را با پرچم کفن می کنند ، یعنی چه؟ تو نمی دانی و نخواهی دانست اما دنیا همیشه هم جای نادانان نیست . تو شعر نمی خوانی تو ققنوس را نمی شناسی تو نمی دانی کودکان یک روزه غزه ، پدران و مادران نفرت اند . باش همچنان نادان و سنگ . دیر نیست صبحی که نقش ها و خون ها به خون خواهی طو مارت را برچینند انشاءالله .



[1] بخشی از شعر علیرضا غزوه که توسط طاهره صفارزاده به انگلیسی ترجمه شد و به عنوان شعار در تظاهرات ضد جنگی در آمریکا استفاده شد .

[2] از محمود درویش شاعر فلسطینی.

عصمت زارعی-کارشناس ارشد علوم سیاسی